وبلاگ جدید در این آدرس: برهنگی در روز آخر
مثل همیشه، من هنوز از روزهای تعطیل، متنفرم. وقتی که یک روز تعطیل را در تنهایی کامل در خونه بگذرانید، بهترین راه حل ممکن برای فرار از این تنهایی و تعطیلی، کتاب خواندن و نوشتن است. بعد از حدود پنج ساعت خواندن چند داستان کوتاه، آن هم از داستان نویسان معاصر آمریکای جنوبی که من رابطه خوبی با آنان دارم، دوباره یاد اینجا افتادم.
دقیقا یادم نمی آید که آخرین پست اینجا، مربوط به چه تاریخی بود. اما مطمئنا از آن موقع تا به حال، اتفاقات زیادی هم برای من و هم برای وبلاگستان افتاده است. دوست دارم به همه این اتفاقات به اندازه ای که لازم است، بپردازم.
همانطور که شاید بدانید، شاید هم ندانید، در آخرین سفر، متاسفانه یک حادثه اتفاق افتاد که هر چند خوشبختانه باعث از دست دادن کسی نشد، ولی متاسفانه حدود یک ماه من را در تخت بیمارستان خواباند.
در حال حاضر، من بعد از حدود چند ماه استراحت، یک توپ انرژی هستم که مایل هستم فاصله بین زمین تا مریخ را به سرعت بیشتر از نور، طی کنم. بنابراین امیدوارم که در این مسیر تازه، با هم همسفر باشیم.
داف نوشت: دوستانی که سابقا با آنان رابطه وبلاگی داشتم، لطفا به من اطلاع بدهند. من لیست پیوندهای وبلاگ دوستان را از دست داده ام و نیاز دارم که دوباره آنان را پیدا کنم.
پیشنهاد: بازگشت ملکه هم پست جالبی بود که احتمالا خود من جوابیه ای بر آن خواهم نوشت.
بله، دافی نگار باز می گردد...
همه ما در روز اول برهنه به دنیا می آییم و در روز آخر هم برهنه از دنیا می رویم. مسئله این است که در برهنگی روز اول، همه ما پاک هستیم و در برهنگی روز آخر...